ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
232
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) ابن خطّاب نقل مىكند كه مىگفته است * در حضور پيامبر ( ص ) بوديم و ميان ما و زنان پردهيى بود . رسول خدا ( ص ) فرمود : مرا از هفت مشك آب غسل دهيد و صفحهيى با قلم و دوات بياوريد تا براى شما نامهيى بنويسم [ دستور به نوشتن دهم ] كه پس از آن هرگز گمراه نشويد . گويد ، زنان گفتند : خواستهء پيامبر ( ص ) را بر آوريد . عمر گويد ، گفتم : ساكت باشيد كه شما چنانيد كه چون بيمار مىشود اشك مىريزيد و چون سلامت است ، در گردنش مىآويزيد . و پيامبر ( ص ) فرمود : آن زنها از شما بهترند . محمد بن عمر [ واقدى ] از ابراهيم بن يزيد ، از ابو الزبير ، از جابر نقل مىكند كه * پيامبر ( ص ) هنگام مرگ صفحهيى خواست تا نامهيى نوشته شود كه امت نه گمراه شوند و نه كسى را گمراه كنند ولى در حضور پيامبر ( ص ) به درشتى سخن گفتند و آن حضرت از آن كار خوددارى فرمود . محمد بن عمر [ واقدى ] از اسامة بن زيد ليثىّ و معمر بن راشد از زهرى ، از عبيد اللّه بن عبد اللّه بن عتبة ، از ابن عبّاس نقل مىكند كه مىگفته است * هنگام احتضار رسول خدا ( ص ) گروهى از جمله عمر بن خطّاب در خانه بودند . پيامبر ( ص ) فرمود : بياييد نامهيى از براى شما بنويسم كه پس از آن هرگز گمراه نشويد . عمر گفت : درد و بيمارى بر پيامبر ( ص ) غلبه كرده است ، قرآن پيش شماست و همين قرآن كه كتاب خداست ما را بس است . كسانى كه در خانه بودند ، در اين مورد اختلاف كردند و برخى گفتند : بياوريد تا بنويسد ، و برخى مىگفتند : حرف همان حرف عمر است . و چون درشتگويى و اختلاف بالا گرفت ، پيامبر ( ص ) را چندان اندوهگين ساختند كه فرمود : از پيش من برخيزيد . عبيد اللّه بن عبد اللّه گويد ، ابن عباس مىگفت : چه مصيبتى و مصيبت بزرگتر اين كه مانع از نوشتن آن نامه شدند آن هم به واسطهء اختلاف با يك ديگر و درشت گويى . محمد بن عمر [ واقدى ] از ابراهيم بن اسماعيل بن ابو حبيبه ، از داود بن حصين ، از عكرمه ، از ابن عباس نقل مىكند كه * پيامبر ( ص ) در بيمارى مرگ خود فرمود : براى من دواتى و صفحهيى بياوريد تا براى شما نامهيى بنويسم كه هرگز پس از آن گمراه نشويد . عمر گفت : پس براى گشودن فلان شهر و به همان شهر روم چه كسى خواهد بود و پيامبر ( ص ) نخواهد مرد تا آن شهرها را بگشاييم و گيريم كه پيامبر بميرد منتظر او خواهيم ماند همچنان كه بنى اسرائيل منتظر موسى ( ع ) ماندند . زينب همسر رسول خدا ( ص ) گفت : گوش فرا دهيد ، مگر نمىخواهيد وصيت و عهد رسول خدا را گوش فرا داريد ؟ و آنان به درشتگويى